سالها بود که ننوشته بودم. نه نوشته بودم نه خوانده بودم. نانوشته داشتم و نگشوده بودم.
دلتنگ که نیستم نوشتنم نمی آید و حالا دلتنگ هم نیستم. نه اینکه هربار که دلتنگ شده ام نوشتنم آمده باشد ها!
فقط برای اینکه نشانه ای بی هدف به دیواری میخ کنم که شاید عابری هم از کنارش نگذرد می نویسم:
«i am getting organizized»