[idin.net] [music] [persian music] [videos] [gallery] [jokes] [links] [contact] [about] [آهنگها] [شعرها] [ويديوها] [آيدين.نت فارسي]

پس از هفت سال درس خواندن در رشته برق به کامپیوتر آنهم نه از گونه ی مهندسیش تغییر رشته دادم. رشته ی استاد من «هپتیک» است. هپتیک زمینه ای بین رشته ای است: آمیخته ای از علوم کامپیوتر، انسان شناسی، مکانیک و برق. همچنین زیرمجموعه ی اچ.سی.آی. یا اثر متقابل انسان و رایانه است.
معمولا" پدر و مادرم نسبت به جزئیات درسهایی که می خوانم علاقه نشان نمی دهند. بر عکس من دوست دارم از رشته ام و به طور کلی از هرچیزی که برایم جالب است حرف بزنم. البته همیشه از پیشرفت درسی و رشته ی من با خبر بوده اند اما به یاد ندارم از من خواسته باشند برایشان توضیح بدهم که کار من چیست. شاید وقتی برق می خواندم از اسمش کمتر کسی سوالی به نظرش می رسید. خوب لابد با برق و سیم و موتور برق و هرچه با برق کار می کند سر و کار داشتم! کسی فکر نمی کند شاید یکی رشته برق بخواند و کاری به پریز برق نداشته باشد بلکه فقط با فرمولهای ریاضی سر و کار داشته باشد. برگردیم به داستان رایانه ای مان. پیش از اینکه چیزی بگویم مادرم از قول پدرم گفت گویا فلسفه ی کامپیوتر می خوانم. یادم آمد که برای پدرم پرسشی مطرح کرده بودم: آیا صفحه کلید یا ماوس (که واسطه انسان و کامپیوتر اند) کیفیت دلخواه ما در انتقال اثر متقابل انسان و رایانه را دارند؟ از این مثال من به فلسفه کامپیوتر منسوب شده بودم. این سوء تفاهم را با مثال دیگری درست کردم: وسیله ای را تصور کنید که تصویر رایانه را تبدیل به شکلی برجسته می کند و این توانایی را به شخص نابینا می دهد که تصویر دیده شدنی را لمس کند. این نوعی تازه از رابطه بین انسان و رایانه است. فردای روزی که با مادرم حرف زده بودم از مادر زنم شنیدم که شنیده بود که من در رابطه با کمک به نابینایان تحقیق می کنم!
با این مثال زدن ها انگاری انگشت اشاره به سوی خورشید می گیرم اما همه به سر انگشتم خیره می شوند به جای خورشید.

رابطه انسان و رایانه از راه حواس پنجگانه صورت می گیرد: بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی. دوتای آخری هنوز در مرحله ی آزمایشند. برای مثال تصویر رایانه ای، اینکه چه چیزی کجای صفحه باشد، بزرگی و کوچکی، پیچیدگی و سادگی ظاهری همه بر رابطه ی بینایی تاثیر دارند.
هپتیک مجموعه ای از فناوریهاست که از راه حس لامسه به رابطه ی انسان و ماشین کمک می کنند. یکی از ساده ترین شکلهایش لرزش تلفن همراه است. شکل ساده ی دیگرش کلیدی است که زیر فشار انگشت جابه جا می شود تا بفهماند که متوجه دستور انسان شده است. حالت پیچیده تر و در حال پیشرفت هپتیک دستگاههای کنترلی ایست که هم از فشار ویا حرکت دست انسان دستورهایی به ماشین می فرستند (مثل ماوس یا جوی استیک) و هم با برگرداندن مقدار متناسبی نیرو (با نرم یا سخت شدن و یا لرزیدن و جابجا شدن) مفهوم یا پیامی را از ماشین به انسان بر می گردانند. هنگامی که یک ماوس معمولی را به انتهای صفحه نمایش می رسانید هرچه ماوس را به سمت خارج صفحه تکان دهید فلش از صفحه خارج نمی شود. در واقع گیر می کند. اما ماوس را می توانید همچنان به سوی خارج از صفحه برانید. حال تصور کنید هنگامی که فلش به انتهای صفحه می رسید ماوس در مقابل حرکت به سوی خارج از صفحه زیر دست شما مقاومت می کرد. حتی اگر حواستان به فلش نبود هم متوجه حرکت اشتباه دستتان می شدید. این هم به نابینایان کمک می کند هم بینایان. در واقع با برگرداندن مقداری از اطلاعات مربوط به عکس العمل رایانه از راههایی غیر از صفحه ی نمایش، بار سنگین انتقال اطلاعات از راه نمایش کمی سبکتر می شود. فرصت بیشتری به چشمها داده می شود تا مطلبهای بیشتری را در مدت کمتر به مغز بفرستند.

[idin.net] [music] [persian music] [videos] [gallery] [jokes] [links] [contact] [about] [آهنگها] [شعرها] [ويديوها] [آيدين.نت فارسي]