[idin.net] [music] [persian music] [videos] [gallery] [jokes] [links] [contact] [about] [آهنگها] [شعرها] [ويديوها] [آيدين.نت فارسي]

سنگهای سخت و سرد و بی صدا
بی بو و بی رنگ و بی یار و صفا
زیر پا نزدیک هم بی فاصله
عابرین خاکستری ، پای آبله
سنگها سخت و صبور
شاید انگاری فقط جای عبور
شاخه ی خشکیده ی سرو و چنار
میله ی سرد قفس بر روی نور
صورت خورشید دور
صبح ها چون عصر در شهر قبور

گاهی یک سوره، کلامی از کتاب
وعده ی دیدار باز آفتاب
طعم شیرین، بوی حلوای عزا
بوی شور قطره های اشک مادر در فضا
چون که خشکد چشم آنکه گریه کرد
این یکی نو مرده هم تنها شود
چون دیگران، دلها جدا
همدم بی صحبت تازه برای سنگ ها
همنفس در این دیار بی بو و بی رنگ ها

آن یکی شعری به رویش، یادگار ذوق آن صاحب عزا
وین دگر قانع به یک جمله گلایه از قضا
جای عمق حرفها جای غبار
گل گرفته رویشان یا از کنار
سنگها نزدیک هم سینه به سینه رو به رو
فرصت روییدن حتی علف در این میان را تو مجو
سنگهای بهترین ها در میان میله ها یا در قفس
هیچکس راهی به آن دخمه ندارد جز مگس

سنگها چسبیده بر روی زمین
روز و شبهاشان همیشه در کمین
شاید امروز یک کسی شوید مرا
گل بچیند روی پشتم ول کنم بوی زمین
این عبث افکار در مغز جسد هم موقعی که زنده بود
چون علف بی بر در آن روییده بود
فکر آن دنیای خوب دیگر توی کتاب
غافلش کرد از چنین دنیای نقد
نسیه را می دید وقتی بود خواب
تو اگر بی دین به فکر نسیه ای بیدار شو
جوی عمر جاریت خالی شود فردا ز آب
زیر سنگ اسودی خوابی به امید سراب

آیدین - زمستان هشتاد و یک - تهران

[idin.net] [music] [persian music] [videos] [gallery] [jokes] [links] [contact] [about] [آهنگها] [شعرها] [ويديوها] [آيدين.نت فارسي]